die Physikalität
فیزیکی بودن، مادی بودن، جسمانیت
Bedeutungen
1
ویژگی مادی یا جسمانی داشتن؛ وجود داشتن در عالم فیزیکی و قابل لمس بودن.
- Die Physikalität des Objekts ist unbestreitbar.مادی بودن این شیء غیرقابل انکار است.
- In der digitalen Welt verliert die Physikalität an Bedeutung.در دنیای دیجیتال، جنبه فیزیکی اهمیت خود را از دست میدهد.
- Er schätzte die Physikalität der Kunstwerke im Museum.او جنبه فیزیکی آثار هنری در موزه را ارج مینهاد.
2
در فلسفه، به وجود داشتن در عالم مادی و فیزیکی در مقابل عالم معنوی یا ایدهآل.
- Platon unterschied zwischen der Welt der Ideen und der Physikalität.افلاطون بین عالم ایدهها و عالم مادی تمایز قائل شد.
- Die Diskussion drehte sich um die Rolle der Physikalität im menschlichen Bewusstsein.بحث حول نقش جسمانیت در آگاهی انسان بود.
- Manche Philosophen betonen die Grenzen der reinen Physikalität.برخی فیلسوفان بر محدودیتهای صرفاً مادی بودن تأکید میکنند.