der Piepton

Aussprache: /ˈpiːptoːn/
Worttrennung: Piep·ton
اسم

صدای بوق کوتاه، وزوز

Bedeutungen

1

یک صدای کوتاه، تیز و معمولاً الکترونیکی که توسط دستگاه‌ها یا وسایل هشدار دهنده تولید می‌شود.

  • Als das Brot fertig gebacken war, gab der Ofen einen leisen Piepton von sich.وقتی نان پخته شد، فر صدای بوق کوتاهی داد.
  • Der Rauchmelder sendete einen schrillen Piepton aus, um uns zu warnen.آشکارساز دود برای هشدار دادن به ما، صدای بوق تیزی را منتشر کرد.
  • Ich hörte einen Piepton von meinem Handy, das eine neue Nachricht anzeigte.صدای بوق کوتاهی از تلفن همراهم شنیدم که نشان‌دهنده یک پیام جدید بود.