die Pilgerfahrt
سفر زیارتی، زیارت
Beispiele
- Alle Gläubigen sollen einmal im Leben eine ''Pilgerfahrt'' machen.همه مؤمنان باید یک بار در زندگی به سفر زیارتی بروند.
- 1973 fuhr dann schon der erste große Pilgerzug vom Niederrhein nach Lourdes, die Krankenbruderschaft Rhein-Maas gründete sich – das Ziel in der Satzung festgeschrieben: Kranken ''Pilgerfahrten'' zu ermöglichen.در سال ۱۹۷۳ اولین قطار بزرگ زیارتی از نیدراین به لورد حرکت کرد، انجمن خیریه بیماران راین-ماس تأسیس شد - هدفی که در اساسنامه ثبت شده بود: امکانپذیر کردن سفرهای زیارتی برای بیماران.
- Eine Bekannte meiner Großmutter schwor seit ihrer ''Pilgerfahrt'', es sei wahr.یکی از آشنایان مادربزرگم از زمان سفر زیارتیاش قسم میخورد که این حقیقت دارد.