der Pilzbefall
آلودگی قارچی، حمله قارچی
Bedeutungen
1
تهاجم و رشد قارچها بر روی یک سطح، گیاه یا ماده آلی که میتواند باعث آسیب، پوسیدگی یا بیماری شود.
- Der starke Pilzbefall machte es unmöglich, die Ernte zu retten.آلودگی شدید قارچی نجات محصول را غیرممکن کرد.
- Man muss die Wände regelmäßig auf Anzeichen von Pilzbefall überprüfen.باید به طور منظم دیوارها را از نظر علائم آلودگی قارچی بررسی کرد.
- Der Pilzbefall der Bäume bedroht den gesamten Wald.حمله قارچی به درختان کل جنگل را تهدید میکند.