der Pilzbefall

Aussprache: /ˈpɪlt͡sbəˌfal/
Worttrennung: Pilz·be·fall
اسم

آلودگی قارچی، حمله قارچی

Bedeutungen

1

تهاجم و رشد قارچ‌ها بر روی یک سطح، گیاه یا ماده آلی که می‌تواند باعث آسیب، پوسیدگی یا بیماری شود.

  • Der starke Pilzbefall machte es unmöglich, die Ernte zu retten.آلودگی شدید قارچی نجات محصول را غیرممکن کرد.
  • Man muss die Wände regelmäßig auf Anzeichen von Pilzbefall überprüfen.باید به طور منظم دیوارها را از نظر علائم آلودگی قارچی بررسی کرد.
  • Der Pilzbefall der Bäume bedroht den gesamten Wald.حمله قارچی به درختان کل جنگل را تهدید می‌کند.