die Pilzsammlerin
جمعکننده قارچ (مونث)
Bedeutungen
1
زنی که به جمعآوری قارچهای خوراکی یا غیرخوراکی در طبیعت مشغول است.
- Die erfahrene Pilzsammlerin fand viele Steinpilze im Wald.قارچجمعکن باتجربه، قارچهای سنگی زیادی در جنگل پیدا کرد.
- Als Kind verbrachte sie viele Stunden als Pilzsammlerin mit ihrer Großmutter.او در کودکی ساعتهای زیادی را به عنوان قارچجمعکن با مادربزرگش میگذراند.
- Die Pilzsammlerin warnte vor giftigen Arten.قارچجمعکن در مورد گونههای سمی هشدار داد.