die Pilzvergiftung

Aussprache: /ˈpɪltsfɛɐ̯ˌɡɪftʊŋ/
Worttrennung: Pilz·ver·gif·tung
اسم

مسمومیت با قارچ

Bedeutungen

1

وضعیت پزشکی ناشی از خوردن قارچ‌های سمی، که می‌تواند علائم گوارشی، عصبی و حتی کشنده داشته باشد.

  • Nach dem Waldspaziergang klagte er über Symptome einer Pilzvergiftung.بعد از پیاده‌روی در جنگل، او از علائم مسمومیت با قارچ شکایت داشت.
  • Die schnelle ärztliche Behandlung verhinderte eine schwere Pilzvergiftung.درمان سریع پزشکی از مسمومیت شدید با قارچ جلوگیری کرد.
  • Man sollte niemals unbekannte Pilze sammeln oder essen, um eine Pilzvergiftung zu vermeiden.برای جلوگیری از مسمومیت با قارچ، هرگز نباید قارچ‌های ناشناس را جمع‌آوری یا خورد.