der Pirschgang

Aussprache: /ˈpɪʁʃɡaŋ/
Worttrennung: Pirsch·gang
اسم

شکار مخفیانه، کمین برای شکار

Bedeutungen

1

حرکت آهسته و مخفیانه شکارچی در جنگل یا طبیعت برای نزدیک شدن به شکار بدون جلب توجه آن.

  • Der Jäger machte einen langen Pirschgang durch den dichten Wald.شکارچی یک گشت و گذار مخفیانه طولانی در جنگل انبوه انجام داد.
  • Ein erfolgreicher Pirschgang erfordert Geduld und gute Tarnung.یک گشت مخفیانه موفق نیازمند صبر و استتار خوب است.
  • Der Pirschgang begann in der Morgendämmerung, als die Tiere am aktivsten sind.گشت مخفیانه در سپیده دم آغاز شد، زمانی که حیوانات بیشترین فعالیت را دارند.