der Plan

Aussprache: /plaːn/
Worttrennung: Plan
اسم

طرح، برنامه، نقشه

Bedeutungen

1

یک طرح یا نقشه از پیش تعیین شده برای انجام کاری یا رسیدن به هدفی.

  • Wir haben einen Plan für das Wochenende.ما برای آخر هفته برنامه‌ای داریم.
  • Der Architekt hat einen detaillierten Plan für das neue Gebäude gezeichnet.معمار نقشه‌ای دقیق برای ساختمان جدید کشیده است.
  • Es ist wichtig, einen Plan zu haben, bevor man ein Projekt beginnt.داشتن یک طرح قبل از شروع پروژه مهم است.
2

یک نقشه یا طرح جغرافیایی که مکان‌ها و مسیرها را نشان می‌دهد.

  • Kannst du mir bitte den Plan der Stadt zeigen?می‌توانی لطفاً نقشه شهر را به من نشان دهی؟
  • Mit diesem Plan finden wir leicht den Weg zum Museum.با این نقشه به راحتی مسیر موزه را پیدا می‌کنیم.
  • Der Plan zeigt die verschiedenen Straßen und Plätze.نقشه خیابان‌ها و میدان‌های مختلف را نشان می‌دهد.