der Plan
طرح، برنامه، نقشه
Bedeutungen
1
یک طرح یا نقشه از پیش تعیین شده برای انجام کاری یا رسیدن به هدفی.
- Wir haben einen Plan für das Wochenende.ما برای آخر هفته برنامهای داریم.
- Der Architekt hat einen detaillierten Plan für das neue Gebäude gezeichnet.معمار نقشهای دقیق برای ساختمان جدید کشیده است.
- Es ist wichtig, einen Plan zu haben, bevor man ein Projekt beginnt.داشتن یک طرح قبل از شروع پروژه مهم است.
2
یک نقشه یا طرح جغرافیایی که مکانها و مسیرها را نشان میدهد.
- Kannst du mir bitte den Plan der Stadt zeigen?میتوانی لطفاً نقشه شهر را به من نشان دهی؟
- Mit diesem Plan finden wir leicht den Weg zum Museum.با این نقشه به راحتی مسیر موزه را پیدا میکنیم.
- Der Plan zeigt die verschiedenen Straßen und Plätze.نقشه خیابانها و میدانهای مختلف را نشان میدهد.