das Plärren

Aussprache: /ˈplɛʁən/
Worttrennung: Plär·ren
اسم

جیغ و داد، گریه با صدای بلند، زاری

Bedeutungen

1

صدای بلند و ناهنجار گریه کردن، معمولاً توسط کودکان؛ زاری و ناله کردن با صدای بلند.

  • Das ständige Plärren des Babys machte die Eltern müde.گریه مداوم نوزاد، والدین را خسته کرد.
  • Nach dem Sturz hörte man das laute Plärren des Kindes.پس از افتادن، صدای بلند گریه کودک شنیده شد.
  • Das Plärren des Kleinkindes im Flugzeug war sehr störend.جیغ و داد کودک خردسال در هواپیما بسیار آزاردهنده بود.