der Platz

Aussprache: /plat͡s/
Worttrennung: Platz
اسم

میدان، جا، مکان

Bedeutungen

1

فضای باز در یک شهر یا روستا، معمولاً با ساختمان‌هایی در اطراف آن.

  • Der Marktplatz ist das Zentrum der Stadt.میدان بازار مرکز شهر است.
  • Wir trafen uns auf dem großen Platz vor dem Rathaus.ما در میدان بزرگ جلوی ساختمان شهرداری ملاقات کردیم.
  • Auf dem Platz fanden viele Veranstaltungen statt.رویدادهای زیادی در میدان برگزار شد.
2

فضایی که برای نشستن، ایستادن یا قرار دادن چیزی در دسترس است؛ جا.

  • Gibt es hier noch einen Platz für mich?آیا اینجا هنوز جایی برای من هست؟
  • Bitte nehmen Sie Platz.لطفاً بنشینید (جا بگیرید).
  • Es ist kein Platz mehr im Zug.دیگر در قطار جایی نیست.
3

مکان یا موقعیت خاص.

  • Er hat den ersten Platz in der Prüfung erreicht.او مقام اول را در آزمون کسب کرد.
  • Dieses Restaurant hat einen guten Platz in der Stadt.این رستوران جایگاه خوبی در شهر دارد.
  • Das Buch nimmt einen besonderen Platz in meinem Herzen ein.این کتاب جایگاه ویژه‌ای در قلب من دارد.