die Plackerei

Aussprache: /ˌplakəˈraɪ̯/
Worttrennung: Pla·cke·rei
اسم

کار سخت و طاقت‌فرسا، زحمت زیاد

Bedeutungen

1

فعالیت یا کاری که به شدت خسته‌کننده، دشوار و نیازمند تلاش فراوان است.

  • Nach Jahren der Plackerei hat er endlich sein eigenes Geschäft eröffnet.پس از سال‌ها کار سخت و طاقت‌فرسا، او سرانجام کسب‌وکار خود را افتتاح کرد.
  • Die Feldarbeit war eine reine Plackerei bei dieser Hitze.کار در مزرعه در این گرما، زحمتی محض بود.
  • Er beschwerte sich über die ständige Plackerei im Büro.او از زحمت مداوم در دفتر شکایت داشت.