die Plackerei
کار سخت و طاقتفرسا، زحمت زیاد
Bedeutungen
1
فعالیت یا کاری که به شدت خستهکننده، دشوار و نیازمند تلاش فراوان است.
- Nach Jahren der Plackerei hat er endlich sein eigenes Geschäft eröffnet.پس از سالها کار سخت و طاقتفرسا، او سرانجام کسبوکار خود را افتتاح کرد.
- Die Feldarbeit war eine reine Plackerei bei dieser Hitze.کار در مزرعه در این گرما، زحمتی محض بود.
- Er beschwerte sich über die ständige Plackerei im Büro.او از زحمت مداوم در دفتر شکایت داشت.