der Plastikkörper
بدنه پلاستیکی
Bedeutungen
1
ساختاری که از پلاستیک ساخته شده است.
- Der Plastikkörper der Flasche ist leicht zu recyceln.بدنه پلاستیکی بطری به راحتی قابل بازیافت است.
- Der Spielzeugroboter hat einen bunten Plastikkörper.ربات اسباببازی بدنه پلاستیکی رنگارنگی دارد.
- Der Ingenieur prüfte die Stabilität des Plastikkörpers.مهندس استحکام بدنه پلاستیکی را بررسی کرد.
2
در زمینه پزشکی یا بیولوژیکی، ممکن است به یک اندام مصنوعی یا بخشی از بدن که از پلاستیک ساخته شده یا شبیه آن است، اشاره کند (کاربرد کمتر رایج).
- Der Chirurg verwendete einen speziellen Plastikkörper für die Operation.جراح از یک بدنه پلاستیکی مخصوص برای عمل جراحی استفاده کرد.
- Manche medizinischen Implantate bestehen aus einem Plastikkörper.برخی از ایمپلنتهای پزشکی از بدنه پلاستیکی تشکیل شدهاند.
- Der Plastikkörper des künstlichen Gelenks ist biokompatibel.بدنه پلاستیکی مفصل مصنوعی زیستسازگار است.