der Platzmangel
کمبود جا، کمبود فضا
Bedeutungen
1
وضعیت یا موقعیتی که در آن فضای کافی برای نیازها وجود ندارد.
- Wegen des Platzmangels mussten einige Gäste stehen bleiben.به دلیل کمبود جا، برخی از مهمانان مجبور شدند ایستاده بمانند.
- Der Platzmangel in der Stadt führt zu steigenden Mieten.کمبود فضا در شهر منجر به افزایش اجارهبها میشود.
- Wir leiden unter Platzmangel in unserem kleinen Apartment.ما در آپارتمان کوچکمان از کمبود فضا رنج میبریم.