die Plausibilisierung

Aussprache: /plaʊzibiliˈziːrʊŋ/
Worttrennung: Plau·si·bi·li·sie·rung
اسم

مستندسازی و توجیه منطقی، ارائه دلایل و حقایق برای اثبات درستی یا احتمال چیزی و قابل فهم کردن آن

Bedeutungen

1

فرایند ارائه شواهد، دلایل یا منطق برای اثبات یا قابل قبول جلوه دادن یک ادعا، فرضیه یا نتیجه.

  • Die Plausibilisierung der Ergebnisse war für die Veröffentlichung notwendig.ارائه دلایل منطقی برای نتایج، برای انتشار ضروری بود.
  • Der Wissenschaftler arbeitete an der Plausibilisierung seiner Theorie.دانشمند روی توجیه منطقی نظریه خود کار می‌کرد.
  • Eine gute Plausibilisierung macht die Argumentation überzeugend.یک توجیه منطقی خوب، استدلال را قانع‌کننده می‌سازد.