die Plauze

Aussprache: /ˈplaʊ̯tsə/
Wortzerlegung: Plau·ze
اسم

شکم گنده، شکم برآمده

Beispiele

  • Mann, der hat aber 'ne ''Plauze!ای بابا، عجب شکم گنده‌ای دارد!
  • Ihre am Strand in den Himmel ragenden ''Plauzen'' sind – wie die Betonklötze hinter ihnen – gewiss Zeichen mustergültigen Wachstums.شکم‌های برآمده آن‌ها که در ساحل به سمت آسمان سر کشیده بودند - مانند بلوک‌های بتنی پشت سرشان - مسلماً نشانه‌ای از رشد مثال‌زدنی بودند.