das Polaroid
پولاروید، عکس فوری
Beispiele
- Ich lege das verblichene ''Polaroid'' zurück in die Schachtel.عکس پولاروید کمرنگ شده را دوباره در جعبه میگذارم.
- Ich mache für alle Fälle ein ''Polaroid'', hole mein Antistatikspray und schmiere alles lustlos mit dem Lappen breit.من برای اطمینان یک پولاروید میگیرم، اسپری ضد الکتریسیته ساکن خود را برمیدارم و همه چیز را بیحوصله با پارچه پخش میکنم.