اسم
پولیش، واکس، ماده جلا دهنده؛ جلا، درخشش، صیقل
جملات نمونه برای Politur:
Mit einer ''Politur'' für Möbel verschwinden Wasserflecken im Nu.
با یک پولیش مبلمان، لکههای آب فوراً ناپدید میشوند.
Aber der Begrüßung des Pontifex maximus durch den Líder máximo fehlte jede staatsmännische ''Politur.''
اما در استقبال پاپ اعظم توسط رهبر کبیر، هرگونه ظرافت و جلا (سیاسی) دولتمردانه وجود نداشت.
Manche Patienten meinen, die "gründliche ''Politur'' aller Zahnflächen" sei der krönende Abschluss […].
برخی بیماران معتقدند که «پولیش کامل تمام سطوح دندان» نقطه اوج [درمان] است.