das Polizeifoto
عکس پلیس، عکس مربوط به پرونده پلیس
Bedeutungen
1
عکسی که توسط پلیس گرفته شده است، معمولاً برای شناسایی یا ثبت صحنه جرم.
- Das Polizeifoto des Verdächtigen wurde in allen Zeitungen abgedruckt.عکس پلیس مظنون در تمام روزنامهها چاپ شد.
- Die Ermittler verglichen das Polizeifoto mit den Überwachungsaufnahmen.بازرسان عکس پلیس را با فیلمهای دوربین مداربسته مقایسه کردند.
- Ein Fahndungsplakat mit dem Polizeifoto des Flüchtigen wurde ausgehängt.آگهی تعقیب و گریز با عکس پلیس فرد فراری نصب شد.