die Polizeikraft

Aussprache: /poliˈtsaɪ̯ˌkʁaft/
Worttrennung: Po·li·zei·kraft
اسم

نیروی پلیس، مامور پلیس

Bedeutungen

1

فردی که به عنوان عضو نیروی پلیس خدمت می‌کند و وظیفه حفظ نظم و امنیت و اجرای قانون را بر عهده دارد.

  • Eine Polizeikraft regelte den Verkehr nach dem Unfall.یک مامور پلیس پس از تصادف، ترافیک را هدایت کرد.
  • Die Polizeikraft war sehr hilfsbereit und beantwortete alle Fragen.مامور پلیس بسیار یاری‌رسان بود و به تمام سوالات پاسخ داد.
  • Mehrere Polizeikräfte waren zur Absicherung des Events im Einsatz.چندین نیروی پلیس برای تامین امنیت رویداد در حال خدمت بودند.