die Polizeikraft
نیروی پلیس، مامور پلیس
Bedeutungen
1
فردی که به عنوان عضو نیروی پلیس خدمت میکند و وظیفه حفظ نظم و امنیت و اجرای قانون را بر عهده دارد.
- Eine Polizeikraft regelte den Verkehr nach dem Unfall.یک مامور پلیس پس از تصادف، ترافیک را هدایت کرد.
- Die Polizeikraft war sehr hilfsbereit und beantwortete alle Fragen.مامور پلیس بسیار یاریرسان بود و به تمام سوالات پاسخ داد.
- Mehrere Polizeikräfte waren zur Absicherung des Events im Einsatz.چندین نیروی پلیس برای تامین امنیت رویداد در حال خدمت بودند.