das Polizeiverhör
بازجویی پلیس
Bedeutungen
1
فرایند رسمی پرسش و بازجویی از یک مظنون یا شاهد توسط پلیس در مورد یک جرم.
- Der Verdächtige wurde zum Polizeiverhör auf die Wache gebracht.مظنون برای بازجویی پلیس به کلانتری آورده شد.
- Das Polizeiverhör dauerte mehrere Stunden.بازجویی پلیس چندین ساعت طول کشید.
- Während des Polizeiverhörs legte er ein Geständnis ab.او در طول بازجویی پلیس به گناه خود اعتراف کرد.