اسم
پلیملی (ناهنجاری مادرزادی با اندامهای اضافی)
جملات نمونه برای Polymelie:
„Sie stellte mich einer jungen Frau mit ''Polymelie'' vor, die vier Beine hatte, also praktisch zwei Becken nebeneinander, und vier funktionsfähige Beine, die sie unter langen Röcken versteckte.“
«او مرا به زنی جوان با «پلیملی» معرفی کرد که چهار پا داشت، یعنی عملاً دو لگن در کنار هم، و چهار پای کارآمد که آنها را زیر دامنهای بلند پنهان میکرد.»