اسم
قابلمه، ظرف بزرگ، فنجان بزرگ (عامیانه)
جملات نمونه برای Pott:
Hol mir mal einen heißen ''Pott'' Kaffee, bitte.
لطفاً یک فنجان بزرگ قهوه داغ برای من بیاور.
Obelix ist als Kind in den ''Pott'' mit Zaubertrank gefallen.
اوبلیکس در کودکی درون قابلمه معجون جادویی افتاد.
Der rostige ''Pott'' schwimmt ja kaum noch!
این ظرف زنگزده که دیگر به سختی شناور است!