die Präfektin

Aussprache: /pʁɛˈfɛktɪn/
Worttrennung: Prä·fek·tin
اسم

استاندار (زن)، فرماندار (زن)

Bedeutungen

1

زنانی که در برخی نظام‌های اداری، مسئولیت اداره یک استان، منطقه یا حوزه قضایی را بر عهده دارند؛ معادل فرماندار یا استاندار.

  • Die neue Präfektin setzte sich für die Verbesserung der Infrastruktur ein.استاندار جدید برای بهبود زیرساخت‌ها تلاش کرد.
  • Als Präfektin war sie für die Sicherheit in der Region verantwortlich.او به عنوان استاندار مسئول امنیت در منطقه بود.
  • Die Präfektin kündigte neue Maßnahmen zur Bekämpfung der Arbeitslosigkeit an.استاندار اقدامات جدیدی را برای مبارزه با بیکاری اعلام کرد.