die Präfektin
استاندار (زن)، فرماندار (زن)
Bedeutungen
1
زنانی که در برخی نظامهای اداری، مسئولیت اداره یک استان، منطقه یا حوزه قضایی را بر عهده دارند؛ معادل فرماندار یا استاندار.
- Die neue Präfektin setzte sich für die Verbesserung der Infrastruktur ein.استاندار جدید برای بهبود زیرساختها تلاش کرد.
- Als Präfektin war sie für die Sicherheit in der Region verantwortlich.او به عنوان استاندار مسئول امنیت در منطقه بود.
- Die Präfektin kündigte neue Maßnahmen zur Bekämpfung der Arbeitslosigkeit an.استاندار اقدامات جدیدی را برای مبارزه با بیکاری اعلام کرد.