die Präferenz

Aussprache: /pʁɛfəˈʁɛnt͡s/
Worttrennung: Prä·fe·renz
اسم

ترجیح، اولویت، علاقه

Bedeutungen

1

موقعیتی که در آن یک چیز یا شخص نسبت به دیگری ترجیح داده می‌شود؛ اولویت یا علاقه بیشتر به یک گزینه نسبت به گزینه‌های دیگر.

  • Meine Präferenz liegt bei Schokolade, aber ich esse auch gerne Vanilleeis.ترجیح من شکلات است، اما بستنی وانیلی را هم دوست دارم.
  • Der Kunde hat eine klare Präferenz für das blaue Modell geäußert.مشتری ترجیح واضح خود را برای مدل آبی اعلام کرده است.
  • Bei der Wahl des Films hatte jeder seine eigene Präferenz.در انتخاب فیلم، هر کس ترجیح خاص خود را داشت.
2

مفهومی در اقتصاد که به انتخاب مصرف‌کننده بر اساس مطلوبیت یا ارزش درک شده اشاره دارد.

  • Die Präferenz für gesunde Lebensmittel hat in den letzten Jahren zugenommen.ترجیح برای غذاهای سالم در سال‌های اخیر افزایش یافته است.
  • Ökonomen untersuchen die Präferenzstrukturen von Verbrauchern.اقتصاددانان ساختارهای ترجیحی مصرف‌کنندگان را بررسی می‌کنند.
  • Diese Studie analysiert die Präferenz der Nutzer für verschiedene Online-Plattformen.این مطالعه ترجیح کاربران را برای پلتفرم‌های مختلف آنلاین تجزیه و تحلیل می‌کند.