der Prahm

Aussprache: /praːm/
Worttrennung: Prahm
اسم

بارج، کرجی تخت‌کف، شناور بارکش

Bedeutungen

1

یک شناور پهن و تخت، معمولاً بدون موتور، که برای حمل بارهای سنگین در رودخانه‌ها، کانال‌ها یا مناطق ساحلی استفاده می‌شود.

  • Der Prahm transportierte Baumaterialien den Fluss hinauf.بارج مصالح ساختمانی را در امتداد رودخانه حمل می‌کرد.
  • Mehrere Prahm-Schiffe lagen vor Anker.چندین شناور بارکش لنگر انداخته بودند.
  • Der schwere Stein wurde auf den Prahm geladen.سنگ سنگین روی بارج بارگیری شد.