die Prämisse

Aussprache: /pʁɛˈmɪsə/
Worttrennung: Prä·mis·se
اسم

پیش‌فرض، فرض اولیه

Bedeutungen

1

مقدمه‌ای که در یک استدلال یا بحث بر اساس آن نتیجه‌گیری می‌شود؛ فرض اولیه.

  • Die gesamte Theorie basiert auf einer falschen Prämisse.کل نظریه بر یک پیش‌فرض اشتباه بنا شده است.
  • Wir müssen die Prämisse des Experiments überprüfen.ما باید فرض اولیه آزمایش را بررسی کنیم.
  • Seine Argumentation stützt sich auf die Prämisse, dass alle Menschen gleich sind.استدلال او بر این فرض استوار است که همه انسان‌ها برابرند.