der Präsentismus
حاضرگرایی (حضور در محل کار با وجود بیماری)، حالگرایی (فلسفی)
Bedeutungen
1
اصطلاحی در روانشناسی کار و سازمان؛ به معنای حضور فیزیکی کارکنان در محل کار، علیرغم بیماری یا عدم آمادگی روحی و جسمی برای کار مؤثر. این وضعیت منجر به کاهش بهرهوری و افزایش خطا میشود.
- Präsentismus ist ein wachsendes Problem in vielen Unternehmen.حاضرگرایی یک مشکل رو به رشد در بسیاری از شرکتها است.
- Der Arbeitgeber sollte Maßnahmen gegen Präsentismus ergreifen.کارفرما باید اقداماتی علیه حاضرگرایی انجام دهد.
- Krankheitstage zu nehmen ist besser als Präsentismus.استفاده از مرخصی استعلاجی بهتر از حاضرگرایی است.
2
در فلسفه، بهویژه در فلسفه اگزیستانسیالیسم، به معنای تأکید بر واقعیت حال حاضر و تجربه زیسته کنونی، در مقابل تمرکز بر گذشته یا آینده.
- Der Philosoph argumentierte für einen starken Präsentismus in der Ethik.فیلسوف از حاضرگرایی قوی در اخلاق دفاع کرد.
- Sein Werk zeigt eine klare Tendenz zum Präsentismus.اثر او گرایش روشنی به حالگرایی را نشان میدهد.
- Der Präsentismus betont die Bedeutung des Augenblicks.حالگرایی بر اهمیت لحظه حال تأکید میکند.