der Präsentismus

Aussprache: /prɛzɛnˈtɪsmʊs/
Worttrennung: Prä·sen·tis·mus
اسم

حاضرگرایی (حضور در محل کار با وجود بیماری)، حال‌گرایی (فلسفی)

Bedeutungen

1

اصطلاحی در روانشناسی کار و سازمان؛ به معنای حضور فیزیکی کارکنان در محل کار، علی‌رغم بیماری یا عدم آمادگی روحی و جسمی برای کار مؤثر. این وضعیت منجر به کاهش بهره‌وری و افزایش خطا می‌شود.

  • Präsentismus ist ein wachsendes Problem in vielen Unternehmen.حاضرگرایی یک مشکل رو به رشد در بسیاری از شرکت‌ها است.
  • Der Arbeitgeber sollte Maßnahmen gegen Präsentismus ergreifen.کارفرما باید اقداماتی علیه حاضرگرایی انجام دهد.
  • Krankheitstage zu nehmen ist besser als Präsentismus.استفاده از مرخصی استعلاجی بهتر از حاضرگرایی است.
2

در فلسفه، به‌ویژه در فلسفه اگزیستانسیالیسم، به معنای تأکید بر واقعیت حال حاضر و تجربه زیسته کنونی، در مقابل تمرکز بر گذشته یا آینده.

  • Der Philosoph argumentierte für einen starken Präsentismus in der Ethik.فیلسوف از حاضرگرایی قوی در اخلاق دفاع کرد.
  • Sein Werk zeigt eine klare Tendenz zum Präsentismus.اثر او گرایش روشنی به حال‌گرایی را نشان می‌دهد.
  • Der Präsentismus betont die Bedeutung des Augenblicks.حال‌گرایی بر اهمیت لحظه حال تأکید می‌کند.