der Präsidentenkonvoi

Aussprache: /pʁɛziˈdɛntn̩kɔnˈvoɪ̯/
Worttrennung: Prä·si·den·ten·kon·voi
اسم

کاروان رئیس‌جمهور، اسکورت رئیس‌جمهور، خودروهای همراه رئیس‌جمهور

Bedeutungen

1

مجموعه خودروها، موتورسیکلت‌ها و نیروهای امنیتی که رئیس‌جمهور را در سفرهای داخلی یا خارجی همراهی می‌کنند تا امنیت او را تأمین کنند.

  • Der Präsidentenkonvoi fuhr unter Polizeischutz durch die Stadt.کاروان رئیس‌جمهور تحت حفاظت پلیس از شهر عبور کرد.
  • Wegen des Präsidentenkonvois kam es zu Verkehrsbehinderungen.به دلیل اسکورت رئیس‌جمهور، اختلالاتی در ترافیک ایجاد شد.
  • Der Präsidentenkonvoi bestand aus mehreren gepanzerten Fahrzeugen.کاروان رئیس‌جمهور شامل چندین خودروی زرهی بود.