die Präsidentin

Aussprache: /pʁɛziˈdɛntɪn/
Worttrennung: Prä·si·den·tin
اسم

رئیس‌جمهور (زن)، رئیس (زن)

Bedeutungen

1

زن یا زنی که ریاست یک کشور، سازمان، شرکت یا نهاد را بر عهده دارد.

  • Die neue Präsidentin des Landes hielt ihre Antrittsrede.رئیس‌جمهور جدید کشور سخنرانی آغاز به کار خود را ایراد کرد.
  • Als Präsidentin des Vereins setzt sie sich für die Rechte der Mitglieder ein.او به عنوان رئیس انجمن، برای حقوق اعضا تلاش می‌کند.
  • Die Präsidentin der Universität wurde für ihre Verdienste geehrt.رئیس دانشگاه به خاطر خدماتش مورد تقدیر قرار گرفت.