die Präsupposition
پیشفرض
Bedeutungen
1
چیزی که باید درست باشد تا یک جمله یا عبارت معنای درستی داشته باشد؛ پیشفرض زبانی یا منطقی.
- Die Präsupposition des Satzes 'Der König von Frankreich ist kahl' ist, dass es einen König von Frankreich gibt.پیشفرض جمله 'پادشاه فرانسه طاس است' این است که پادشاهی در فرانسه وجود دارد.
- Viele Fragen enthalten implizite Präsuppositionen.بسیاری از سوالات حاوی پیشفرضهای ضمنی هستند.
- Die Analyse von Präsuppositionen ist wichtig für das Sprachverständnis.تحلیل پیشفرضها برای درک زبان مهم است.