der Prätendent

Aussprache: /prɛtɛnˈdɛnt/
Worttrennung: Prä·ten·dent
اسم

مدعی، داوطلب (یک مقام یا تاج و تخت)

Bedeutungen

1

فردی که ادعای حق یا عنوانی را دارد، به ویژه برای یک مقام سیاسی، تاج و تخت سلطنتی یا موقعیت مهم.

  • Mehrere Prätendenten erhoben Anspruch auf den Thron.چندین مدعی، ادعای تاج و تخت را مطرح کردند.
  • Der König hatte keine direkten Erben, was zu vielen Prätendenten führte.پادشاه وارث مستقیمی نداشت، که منجر به مدعیان زیادی شد.
  • Er war ein bekannter Prätendent für das Amt des Bürgermeisters.او یکی از مدعیان شناخته شده برای سمت شهرداری بود.