die Prätention

Aussprache: /prɛtɛnˈt͡si̯oːn/
Worttrennung: Prä·ten·ti·on
اسم

تکلف، ادعای واهی، خودنمایی، تظاهر

Bedeutungen

1

ادعای داشتن صفات، توانایی‌ها یا موقعیتی که فرد واقعاً ندارد؛ خودنمایی یا تظاهر به چیزی برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران.

  • Seine ständige Prätention, alles besser zu wissen, nervte die Kollegen.تظاهر دائمی او به دانستن همه چیز به صورت بهتر، همکاران را عصبی می‌کرد.
  • Ohne jede Prätention erzählte er von seinen Erfahrungen.او بدون هیچ گونه تکلفی از تجربیاتش تعریف کرد.
  • Die Prätention des jungen Künstlers war offensichtlich.خودنمایی هنرمند جوان آشکار بود.