die Prävention
پیشگیری، پیشگیریکننده
Bedeutungen
1
اقدامات و تدابیر لازم برای جلوگیری از وقوع یک رویداد ناخواسته، بیماری یا خطر.
- Die Prävention von Krankheiten beginnt mit einer gesunden Lebensweise.پیشگیری از بیماریها با یک سبک زندگی سالم آغاز میشود.
- Die Regierung investiert viel Geld in die Kriminalitätsprävention.دولت پول زیادی را در پیشگیری از جرم سرمایهگذاری میکند.
- Aufklärungskampagnen sind ein wichtiger Teil der Suchtprävention.کمپینهای آگاهیبخشی بخش مهمی از پیشگیری از اعتیاد هستند.