die Präventivhaft

Aussprache: /pʁɛvɛnˈtiːfˌhaft/
Worttrennung: Prä·ven·tiv·haft
اسم

بازداشت پیشگیرانه

Bedeutungen

1

بازداشت فرد به منظور جلوگیری از ارتکاب جرم یا اقدامات مضر در آینده. این اصطلاح مترادف با 'Präventionshaft' و 'Unterbindungsgewahrsam' است و بر جنبه پیشگیرانه تأکید دارد.

  • Die Polizei setzte Präventivhaft ein, um eine geplante Straftat zu vereiteln.پلیس برای خنثی کردن یک جرم برنامه‌ریزی شده، از بازداشت پیشگیرانه استفاده کرد.
  • Die Dauer der Präventivhaft wurde gerichtlich überprüft.مدت زمان بازداشت پیشگیرانه توسط دادگاه بررسی شد.
  • Es gibt strenge Regeln für die Anordnung von Präventivhaft.قوانین سختگیرانه‌ای برای صدور بازداشت پیشگیرانه وجود دارد.