der Präventivschlag
حمله پیشگیرانه، ضربه پیشدستانه
Bedeutungen
1
یک اقدام نظامی یا سیاسی که برای جلوگیری از حمله قریبالوقوع دشمن یا خنثی کردن تهدیدی که هنوز به طور کامل آشکار نشده است، انجام میشود.
- Der **Präventivschlag** sollte eine Eskalation des Konflikts verhindern.حمله پیشگیرانه باید از تشدید درگیری جلوگیری میکرد.
- Kritiker warfen der Regierung vor, einen illegalen **Präventivschlag** durchgeführt zu haben.منتقدان دولت را به انجام یک حمله پیشگیرانه غیرقانونی متهم کردند.
- Die Möglichkeit eines **Präventivschlags** wurde intensiv diskutiert.امکان یک حمله پیشگیرانه به شدت مورد بحث قرار گرفت.