der Präzedenzfall

Aussprache: /pʁɛt͡seˈdɛnt͡sˌfal/
Worttrennung: Prä·ze·denz·fall
اسم

سابقه، مورد مشابه قبلی، مورد پیشین، سابقه قضایی

Bedeutungen

1

رویداد یا تصمیمی که در گذشته اتفاق افتاده و به عنوان الگویی برای موارد مشابه در آینده عمل می‌کند، به ویژه در حقوق و سیاست.

  • Dieses Urteil schafft einen wichtigen Präzedenzfall für zukünftige Fälle.این حکم، سابقه مهمی برای پرونده‌های آینده ایجاد می‌کند.
  • Der Fall wurde zu einem Präzedenzfall für die Gleichberechtigung.این پرونده به سابقه ای برای برابری حقوق تبدیل شد.
  • Die Regierung will keinen Präzedenzfall für solche Forderungen schaffen.دولت نمی‌خواهد سابقه ای برای چنین درخواست‌هایی ایجاد کند.