der Präzedenzfall
سابقه، مورد مشابه قبلی، مورد پیشین، سابقه قضایی
Bedeutungen
1
رویداد یا تصمیمی که در گذشته اتفاق افتاده و به عنوان الگویی برای موارد مشابه در آینده عمل میکند، به ویژه در حقوق و سیاست.
- Dieses Urteil schafft einen wichtigen Präzedenzfall für zukünftige Fälle.این حکم، سابقه مهمی برای پروندههای آینده ایجاد میکند.
- Der Fall wurde zu einem Präzedenzfall für die Gleichberechtigung.این پرونده به سابقه ای برای برابری حقوق تبدیل شد.
- Die Regierung will keinen Präzedenzfall für solche Forderungen schaffen.دولت نمیخواهد سابقه ای برای چنین درخواستهایی ایجاد کند.