die Präzision
دقت، صحت، ظرافت
Bedeutungen
1
میزان نزدیکی اندازهگیریها یا عملکرد به مقدار واقعی یا استاندارد؛ دقت بالا در جزئیات.
- Die Präzision dieser Messung ist beeindruckend.دقت این اندازهگیری چشمگیر است.
- Für diese Arbeit ist höchste Präzision erforderlich.برای این کار، دقت بسیار بالایی لازم است.
- Der Chirurg arbeitete mit großer Präzision.جراح با دقت زیادی کار میکرد.
2
ظرافت و دقت در اجرا، بیان یا هنر.
- Die Präzision seiner Bewegungen auf der Bühne war bemerkenswert.ظرافت حرکات او روی صحنه قابل توجه بود.
- Er schätzt die Präzision in der klassischen Musik.او ظرافت در موسیقی کلاسیک را تحسین میکند.
- Die Präzision des Designs macht das Produkt besonders.دقت در طراحی، محصول را خاص میکند.