der Prüfling
داوطلب آزمون، آزموندهنده / قطعه کار تحت آزمایش
Beispiele
- Die ''Prüflinge'' haben Angst zu versagen.داوطلبان امتحان از شکست خوردن میترسند.
- Der ''Prüfling'' ist in Ordnung, die Palette kann ausgeliefert werden.قطعه تحت آزمایش مشکلی ندارد، پالت میتواند ارسال شود.