der Prügelknabe
بلاگردان، کسی که تاوان اشتباهات دیگران را میدهد، scapegoat
Bedeutungen
1
شخصی که به ناحق مسئولیت اشتباهات یا تقصیرات دیگران را بر عهده میگیرد و مجازات میشود؛ قربانی.
- Er wurde zum Prügelknaben für die Fehler der ganzen Abteilung gemacht.او را بلاگردان اشتباهات کل بخش کردند.
- Der arme Kerl ist nur der Prügelknabe in dieser Affäre.این مرد بیچاره در این ماجرا فقط قربانی است.
- Sie suchten einen Prügelknaben, um von ihren eigenen Fehlern abzulenken.آنها به دنبال یک بلاگردان بودند تا از اشتباهات خودشان منحرف کنند.