das Prügelopfer

Aussprache: /ˈpʁyːɡl̩ˌɔpfɐ/
Worttrennung: Prü·ge·lop·fer
اسم

قربانی ضرب و شتم، کتک‌خورده

Bedeutungen

1

فردی که مورد ضرب و شتم یا حمله فیزیکی قرار گرفته است.

  • Das Prügelopfer wurde ins Krankenhaus gebracht.قربانی ضرب و شتم به بیمارستان منتقل شد.
  • Die Polizei befragte das Prügelopfer zu dem Vorfall.پلیس از قربانی ضرب و شتم در مورد حادثه بازجویی کرد.
  • Die Zeugen beschrieben den Täter, der das Prügelopfer angegriffen hatte.شاهدان، مهاجمی را که به قربانی ضرب و شتم حمله کرده بود، توصیف کردند.