اسم
عمل، کردار، استدلال منطقی، دانش تخصصی (معنای منسوخ)؛ اوضاع و احوال (فقط جمع)
جملات نمونه برای Pragma:
Äußerlich betrachtet schwankt Platons Sprachgebrauch für ''Pragma'' (altgriechisch πρᾶγμα) zwischen Einzel-Ding und Idee.nach:
از نظر ظاهری، کاربرد افلاطون از واژه ''پراگما'' (یونانی باستان πρᾶγμα) بین شیء منفرد و ایده در نوسان است.