اسم
بارج، کرجی تختکف، شناور بارکش
جملات نمونه برای Prahm:
Der ''Prahm'' wurde mit einem Bagger beladen und zur Baustelle geschleppt.
بارج با یک بیل مکانیکی بارگیری شده و به سمت محل ساختوساز بکسل شد.
„Sie waren an einen über die Ufer getretenen Fluss gelangt, der mit Hilfe eines ''Prahms'' überschritten werden musste.“
آنها به رودخانهای طغیانکرده رسیده بودند که باید با کمک یک «بارج» از آن عبور میکردند.