die Praktikabilität

Aussprache: /pʁaktikabiliˈtɛːt/
Worttrennung: Prak·ti·ka·bi·li·tät
اسم

کاربردی بودن، عملی بودن

Bedeutungen

1

ویژگی یا کیفیت عملی بودن، مفید بودن و قابل استفاده بودن در عمل؛ سهولت استفاده و کاربرد.

  • Die Praktikabilität des neuen Designs wurde gelobt.کاربردی بودن طرح جدید مورد ستایش قرار گرفت.
  • Bei der Auswahl der Werkzeuge achten wir auf ihre Praktikabilität.هنگام انتخاب ابزار، ما به کاربردی بودن آنها توجه می‌کنیم.
  • Die hohe Praktikabilität dieser Lösung macht sie attraktiv.کاربردی بودن بالای این راه‌حل آن را جذاب می‌کند.