der Prasuhn

Aussprache: /ˈpʁaːzuːn/
Wortzerlegung: Pra·suhn
اسم

پراسون (نام خانوادگی)

Beispiele

  • Frau ''Prasuhn'' ist ein Genie im Verkauf.خانم پراسون در فروش نابغه است.
  • Herr ''Prasuhn'' wollte uns kein Interview geben.آقای پراسون حاضر به مصاحبه با ما نشد.
  • Die ''Prasuhns'' fliegen heute nach La Paz.پراسون‌ها امروز به لاپاز پرواز می‌کنند.
  • Der ''Prasuhn'' trägt nie die Schals, die die ''Prasuhn'' ihm strickt.پراسون هرگز شال‌هایی را که پراسون برایش می‌بافد، نمی‌پوشد.