اسم
لیست قیمت، فهرست بها
جملات نمونه برای Preisliste:
Bevor er die benötigten Materialien kauft, lässt er sich die ''Preisliste'' zuschicken.
قبل از اینکه مواد مورد نیاز را بخرد، لیست قیمت را برایش میفرستند.
„Gaston blickte unwillkürlich auf die ''Preisliste''.“
«گاستون ناخودآگاه به لیست قیمت نگاه کرد.»