die Presswurst

Aussprache: /ˈpʁɛsˌvʊʁst/
Worttrennung: Press·wurst
اسم

کالباس فشرده، سوسیس فشرده

Bedeutungen

1

نوعی سوسیس یا کالباس که پس از پر شدن در پوسته، تحت فشار قرار گرفته و فشرده می‌شود تا بافتی منسجم داشته باشد.

  • Zum Frühstück gab es heute eine Scheibe herzhafte Presswurst.برای صبحانه امروز یک برش کالباس فشرده خوشمزه وجود داشت.
  • Die Presswurst wurde in dünne Scheiben geschnitten und auf Brot gelegt.کالباس فشرده به صورت ورقه‌های نازک برش داده شد و روی نان قرار گرفت.
  • Diese Art von Presswurst ist besonders beliebt in Süddeutschland.این نوع کالباس فشرده به خصوص در جنوب آلمان محبوب است.