اسم
مطبوعات، رسانههای چاپی (رسانه مبتنی بر کاغذ، رسانه چاپی؛ اثر چاپی، تصویر)
جملات نمونه برای Print:
Wir haben es satt mit berühmten Journalisten aus ''Print'' und TV.
ما از روزنامهنگاران مشهور «مطبوعات» و تلویزیون خسته شدهایم.
Das sind alte ''Prints'' von flämischen Künstlern.
اینها «چاپهای» قدیمی از هنرمندان فلمی هستند.