اسم
آزمودنی، شرکتکننده در آزمایش، سوژه آزمایش
جملات نمونه برای Proband:
Die Hälfte der ''Probanden'' erkrankte bereits nach drei Tagen.
نیمی از آزمودنیها پس از سه روز بیمار شدند.
Der ''Proband'' wurde vorher ausführlich untersucht
آزمودنی قبلاً به طور کامل مورد بررسی قرار گرفته بود.
„Hierbei wurden immer zwei Personen aus den sechs Fachbereichen, jeweils ein männlicher und ein weiblicher ''Proband'', ausgewählt.“
در این راستا، همیشه دو نفر از شش بخش تخصصی، یک آزمودنی مرد و یک آزمودنی زن، انتخاب میشدند.