اسم
امروز و فردا کردن، اهمالکاری، تعویق انداختن کارها
جملات نمونه برای Prokrastination:
Erst wenn die Aufschieberitis chronisch wird und jemand gewohnheitsmäßig Aufgaben vertagt, die eigentlich erledigt werden müssen, spricht man von ''Prokrastination.''
تنها زمانی که اهمالکاری مزمن شود و فرد از روی عادت کارهایی را که در واقع باید انجام شوند به تعویق بیندازد، صحبت از پروکراستیناسیون (اهمالکاری) میشود.